اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
868
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ديگر انبيا را چيزى نيامد به تفضيل بعضى بر بعضى بجمله ايمان آورديم ؛ و اندر تفاضل سخن نگفتيم و ايمان ما درست آمد ؛ اينجا هم اين كنيم و اين طريق سلامت است . « و فضل بعضهم الرسل و بعضهم الملائكة » و اين ياد كرديم . « فقال محمد بن الفضل جملة الملائكة افضل من جملة المؤمنين و فى المؤمنين من هو افضل من الملائكة كانه فضل الانبياء عليهم السلام » . معنى اين سخن آن است ، و الله اعلم ، كه جمله ملائكه مؤمناند و مطيعاند ؛ و از آدميان مؤمن هست و كافر هست و عاصى هست ؛ و از مؤمنان مطيع هستند و عاصى هستند . و جماعتى كه به ايمان و طاعت موصوف باشند ، آن گروه بجمله فاضلتر باشند از گروهى كه مؤمن باشند و عاصى باشند ، و لكن اندر آدميان كس هست كه فاضلتر از ملائكه است و آن انبياءاند ؛ از بهر آنكه اندر ملائكه آلت معصيت نيست ، پس مجبوراند بر طاعت و اندر انبيا آلت معصيت هست ، و آن نفس امارهء سوء است و طبعى داعى به شهوت . و ايشان با همين از كبائر معصوم و از صغائر تائب . فلا يبقى لهم صغيرة و لا كبيرة . و كسى كه بر معصيت قادر باشد و مختار باشد و معصيت نكند و طاعت كند فاضلتر باشد از آن كسى كه بر طاعت مجبور باشد و آلت معصيت ندارد . پس طاعت ملائكه چون ايمان وقت بأس است و ايمان بأس را قبول نيست . از اين معنى طاعت ملائكه را ثواب نيست . باز آدميان مخيراند بين الطاعة و المعصية فصارت طاعة [ 236 الف ] الآدميين مطلقة و طاعة الملائكة مقيدة و ليس من خدم مقيدا كمن خدم مطلقا . اين مقدار اندر حق كتاب بسنده باشد كه ياد كرديم ، فى هذا القدر كفاية و ليس للتطويل نهاية . ثم قال : « و اجمعوا ان بين الرسل تفاضلا لقول الله عز و جلّ : وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ ، و قوله تعالى : تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ » . و اندر اين مسئله اختلاف نيست كه بعضى انبيا را بر بعضى فضل است ؛ و كتاب خداى عز و جلّ بدين ناطق است . چنان كه ياد كرد ، و اين چنان است كه چون ملائكه كه ايشان به اصل ملكى برابراند و بهرهاى را بر بهرهاى فضل است ؛ و چون